|
واسه سه دقیقه تو دلت راه بده ما رو
تا من نشون بدم ایران و رابطه ها رو
اینا حرفای امروز و دیروز برپا
ایران شده اسیر یه ویروس مرگبار
دیگه احتیاجی به حرفای سیاسی نداریم
دیگه به دشمنای خارجی نیازی نداریم
این جنگ روانی حالا داخل ایرانه
همه افتادیم به جون هم عاقل و دیوانه
با تنی خسته کوفته خشکیده میری
تا با مشکلات زندگی کُشتی بگیری
وقتی میبینیم هوای پشتی یارویاور
وقتی رفتیم میبندیم به فُحش خارومادر
نگاه ما بهم شده دیگه مثل قاتل
توجه نمی کنیم دیگه به حس باطن
دیگه دورو ور ما هذب باده
هست باهات اگه داشته باشی استفاده
چه دخترا تا میشنون اسم تاجر
میگن این بهترین کس واسه ازدواجِ
عشق دیگه چیه بابا این حرفا رو ولش
عشق و دیدی برسون سلام ما رو بهش
چه پدرا که به زیر بار هزینه ها رفتن
بچه ها فکر میکنن پدرا وزیر نفتن
هر کس اسم خودشو بغل کرده
اینا پیشرفت نیست اینا عقب گرده
دیگه ریخته تو دل من هر چی دردِ
دلیلش به هفت سال پیش بر میگرده
روزای گریه و اشک و عزاداری
من تو فکر این که واسه مهمون غذا داریم
به یکی گفتم تو بیا بین مردا یک بار
مهم نیست پدرم ازت هفتا چک داشت
نصف پول بده منصف باش بابا یه خورده
گفت طلب کار بابات بود حالا که مُرده
خاطراتیه که تو دفترم مینویسم
قلم کلمات و میاره و مینویسم
اینا باعثه گلوم پُر بغض از میشه
که ببنده به دهنم راه اکسیژن
شاید بین ایران و خاطرهام رابطه ای ندی
منظورم اینه که دارم از اینجا خاطره بدی
ولی هه اینجا سرزمین وطنمه
ایران تنها دلیله وجود بدنمه
دیگه ترس برخوردو رفتارو روابط ما
داره کثیف تر میشه از هوای تهران
بعضی میگن که ایران یه قفسه باید
از اینجا بری تا بکشی یه نفس راحت
میگن ایناتوی وجود مارفته ارثی
ولی این بر میگرده به پول نفت و بنزین
که باعث از نبودن امنبت مالی
تو سختی یا کنیم پشت همو خالی
ولی بیا جلو خودتو بساز میتونی
چرا واسه پول همدیگه رو قصاص میکنی
هموطن بخدا هستم به صعود تو رازی
پس بیا با هم بشکنیم این خطوط موازی
به امید ایران |