من آشنایی ام که غـریبه من را نمیشناسد! من غـریبه ام که آشنا من را نمیشناسد! من آنم که هرکس یادگاری از درد بر دلم گذارد و رفتـــ ! من آنم که هرچه زجـرم دادند کینه شان را به دل نگرفتم ؛ من آنم که از دل مینویسم اما انگار کسی دل ندارد که حرفم را بدانـد! مگر نگفتنـد: آنچه از دل بر آیــد لاجـرم بر دل نشیند؟! من گمشده ای در غــربتـــ یادها هستم ! شاعــر نیستم اما شعــر میگویم، خواننــده نیستم اما میخوانم، مومــن نیستم اما خــدا را عبادت میکنم، نویسنــده نیستم اما مینویسم! من آنم که به هـر که محبتـــ کــردم از پشتـــ به من خنجــر زد! من آنم که سـینه اش غمها برای گفتن دارد! من آنم که در این دنیا بی ادعاستــــ ! من آنم که به سادگی فرامـــوش میشوم زودتـر از یک پلک زدن، آنچنان که فراموشم کردند! دنیای من با این همه گفتار سپیـدتـر از بـرفــــ استـــ چون اگر کسی را نداشته باشم خدا را دارم و اوستــــ یاره واقعیه من! من آنم که کسی حتی نزدیکانم مرا با این نام نمیشناسنــد! من آنم که ناشناس بودن را دوستــــ دارد! باز میخواهی بدانی کی هستم !؟ به راسـتی من کی هستم !؟ بهمن - به نام خالق عشق...
X
تبلیغات
رایتل

به نام خالق عشق...

من مشامم پر زا خبرهای سرخیست / این روزها احساس می کنم دست هایم نورانیست

بهمن


اخم هیچ زمستانی را دوام نمی آورد دلی که به بهار لبخند تو عادت کرده باشد …
.
.
زمستان دلگیر نیست ، دلم گیر زمستان است …
.
.
.
وقتى به تو فکر مى کنم از آسمان زمستانم بهار مى بارد …
.
.
به سلامتیه اونایی که چهار فصل دلشون زمستانی …
اوناییکه عاشق بهمنن !!!
.

.
دارد بهار می رسد ؛ سیب نیستم که برسم به دست های تو …
برگم ، پر از اضطراب افتادن !
.
.
توی تقویم ما دو تا بهار از غصه می سوزه
واسه من 27 بهمن ، هنوزم عیـد نوروزه …

[ 1391/10/12 ] [ 10:58 ] [ مانی عابدینی ] [ ]