اسم دختر اسم پسر


design : imjava

متن شعرهای خوانندگان(بیا ۲)

1387/05/05

تتلو رضا یا

توهی و تتلو و رضا یا آرمین

نمک رو زخم نپاش تویی تنها دلخوشیم

غیر مستقیم تیکه ننداز نگو مال هم نمیشیم

از رو دل سوزی می خندی می گی همش تو فکرمی

چرا زورکی واسه من از عاشقی دم میزنی

حالا که می خوای بری نمیخواد بهم بگی

عاشقمی و منو خیلی دوسم داری

واسه نبودنم خدا خدا نکن

وقتی که رفتی از پیشم پشتتو نگاه نکن

حالا که می خوای بری نمیخواد بهم بگی

عاشقمی و منو خیلی دوسم داری

واسه نبودنم خدا خدا نکن

وقتی که رفتی از پیشم پشتتو نگاه نکن

------------------------------------------------------------

TOHI

می خوای بذاری بری ببینی بعد از تو من

با کس دیگه ایم یا فقط تو کف توام؟؟؟؟؟

این که من تورو می خوام معلومه غیر مستقیم

آره تو منو نمی خواستی بود عیب تو همین

ازت ممنونم اگه با من موندی زورکی

آره ممنونم اگه بازم خوندی زورکی

نامه هامو حال و روزمو نپرس و برو دیگه

بدون تهی هر جا بشینه داستان تورو می گه

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

حالا که می خوای بری نمیخواد بهم بگی

عاشقمی و منو خیلی دوسم داری

واسه نبودنم خدا خدا نکن

وقتی که رفتی از پیشم پشتتو نگاه نکن

حالا که می خوای بری نمیخواد بهم بگی

عاشقمی و منو خیلی دوسم داری

واسه نبودنم خدا خدا نکن

وقتی که رفتی از پیشم پشتتو نگاه نکن

----------------------------------------------------------

2@FM

تیکه میندازی که باید بری غیر مستقیم

برو ولی 1% فکر نکن قید تو زدیم

خواستی دلمو ببری بردی خداییشم

تنها بدیه عشق اینه عاشقا جدا میشن

ازت ممنونم اگه واسم دل می سوزونی تو

آره ممنونم اگه هنوزم به فکرمی تو

بگو اندازه من می خوره کی غم تو؟

راستی راستی نمی خوای بیام به دیدن تو؟

---------------------------------------------------------

حالا که دوسم نداشتی تو بذار برو

برو نمی خواد به پای من بسوزی و بسازی

برو نمیخواد که واسه من عشقتو ببازی

----------------------------------------------------

ToMe

حالا که داری میگی داری می ری مارو حلال کن

بدیارو ببخش میدونم خوبیارو الان تو

حق داری نبینی و بگی بد بودم همش

اگه تا الانم با من بودی ممنونم ازت

آره ممنونم اگه با هر سازه من رقصیدی

تو راستی راستی عروسک نازم تقصیری

نداشتی که نذاشتی من داشته باشم تورو

تا که دل تو موندنتو نخواسته با من برو

-------------------------------------------------------

حالا که می خوای بری نمیخواد بهم بگی

عاشقمی و منو خیلی دوسم داری

واسه نبودنم خدا خدا نکن

وقتی که رفتی از پیشم پشتتو نگاه نکن

حالا که می خوای بری نمیخواد بهم بگی

عاشقمی و منو خیلی دوسم داری

واسه نبودنم خدا خدا نکن

وقتی که رفتی از پیشم پشتتو نگاه نکن

Just For U Honey!!!!!!!!!!!!!!!!!!


1387/04/26

دردناک

در دیگه ...


نرگس برای عکاس نمی‌خندد

برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌های چوبی در دست که در آن ‌چهره‌هایی متفاوت از تصویر فعلی‌اشان را نشان‌ می‌داد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان می‌بود، و انگشت‌های ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگیز دیگر این دوره انداخت.
نمی‌دانیم وقتی به درس پترس فداکار می‌رسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمی‌دانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست می‌دارند.
دخترکان و پسرکانی با قاب‌های بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج می‌زند، بچه‌هایی که رنگ نداشته دیوار خانه‌اشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینه‌های سرسام‌آور درمان دارد و نمی‌دانیم چرا تا به امروز گره‌های چروک چهره‌‌هایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان می‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان می‌دود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروس‌های خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
نرگس در کنار دیگر بچه‌های قربانی غفلت ما در کنار بچه‌های روستا برای گرفتن یک عکس حاضر می‌شود اما او برای عکاس نمی‌خندد.
نرگس دفتر مشقش را باز می‌کند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست می‌گیرد و در سطر اول می‌نویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمی‌گرفت.

خیلی از دوستان عنوان داشتن که میخوان به هر شکل ممکن به این عزیزان کمک کنند من اطلاعات کاملی ندارم از این عزیزان اما شاید اطلاعات زیر به کمک تون بیاد:
این کودکان ساکن روستای درودزن مرودشت از توابع شیراز و استان فارس هستند.

  

1387/03/30

اتل متل

اتل، متل، توتوله!

شاعران، نویسندگان، ناشران و خوانندگان عزیز؛ متاسفانه جریان خزنده‌ای که سالهاست قصد ترویج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبیات کشورمان دارد باعث شده کار ممیزی آثار با دقت بیشتری انجام شود. به عنوان مثال به یکی از اشعار مستهجن سالهای اخیر دقت کنید:

اتل، متل، توتوله / گاو حسن چه‌جوره؟
نه شیر داره نه پستون
شیرشو بردن هندستون
یک زن کردی بستون
اسمشو بزار عمقزی / دور کلاش قرمزی
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین

شعر فوق بنابه‌دلایل زیر، قابلیت دریافت مجوز چاپ ندارد:

۱- عدم رعایت قواعد ادبی: هر انسان بالغی متوجه این مساله می‌شود که دو کلمه توتوله و چه‌جوره هم‌قافیه نیستند و به همین دلیل کل شعر زیر سوال می‌رود.

۲- ترویج فحشا: واژه توتوله با یک کلمه بسیار زشت هم‌قافیه و هم‌وزن است.

۳- وابستگی به اجانب: گاو حسن خواننده را به یاد فیلم گاو اثر داریوش مهرجویی می‌اندازد و چون مهرجویی از عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهیونیزم است به نظر می‌رسد که شاعر این شعر نیز با وی همدست می‌باشد.

۴- بدآموزی: کلمه پستون مصداق کامل بدآموزی بوده و باعث باز شدن چشم و گوش کودکان و نیز تحریک احساسات و عواطف و باقی چیزهای ملت همیشه در صحنه می‌شود.

۵- نشر اکاذیب: شاعر می‌گوید گاو حسن شیر ندارد در حالیکه در بیت بعدی از صادرات شیر این گاو به هندوستان حرف می‌زند. گاوی که شیر ندارد چگونه شیرش را به هندوستان صادر می‌کنند؟

۶- بی‌توجهی به منافع ملی: هندوستان در پرونده هسته‌ای کشورمان بارها نامردی کرده است. بنابراین شاعر موظف است به جای صادرات شیر به هندوستان، آن را به برادرانمان در ونزوئلا، فلسطین و لبنان تقدیم کند.

۷- اقدام علیه امنیت ملی: ستاندن یک زن کردی و گذاشتن یک اسم ترکی روی آن (عمقزی)، باعث تحریک قومیتها و اخلال در امنیت ملی می‌شود.

۸- تشویق به بی‌حجابی: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روی سر در حالیکه چادر تنها نوع حجاب محسوب می‌شود، مصداق ترویج بدحجابی است.

علیرغم تمامی ایرادات وارده، از آنجاییکه دغدغه اصلی ما آزادی بیان و اندیشه است لذا تصمیم گرفتیم مجوز نشر شعر مذکور را با تغییراتی اندک! صادر کنیم:

اتل، متل، زباله / گاو قلی باحاله!
هم شیر داره هم آستین
شیرشو بردن فلسطین
بگیر یک زن راستین
اسمشو بزار حکیمه / چادرشم ضخیمه
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین!

همچنین به اطلاع شاعران و مولفان عزیز می‌رساند که با دریافت مبلغی مختصر، آثار شما را قابل چاپ می‌نماییم.

 

 


1387/03/02

فلاکت گلناز دیگه رفته

 

فلاکت – مسعود سعیدی

گلناز دیگه رفته

 

شده شب دوباره من میشینم لب پنجره

پس دوباره داد می زنم من از ته حنجره

خواهر من باور من نیستش دیگه

که گلناز کنار ما نیستش دیگه

ازم می گیری سراغ گلناز رو باز

میگی داداش بگو گلناز کجاست؟

گفتم ازم نگیر دیگه سراغشو میشه

چون که بی معرفت نمیگیره سراغتو دیگه

می خوام حالا تو رو من به سه سال پیش ببرمت

قبل اینکه داداشتو صدا کنن یه عمله

تو بغل اون همیشه می خوابیدی شب

خیلی شاد بودی تو بغلش می خوابیدی نه

ببین دیگه  اون از کنار ما رفته پس

دست کم دیگه منم مرد غم

آره بارز حادثه شده باعث ناله ی منو

حادثه فاصله بودش شد باعث ناله ی شب

 

خواهر من گلناز دیگه رفته

گریه ی شب تو خواب دیگه بسه

این قدر سوال نکن عشقم گلناز کجاست

بود حالا اون بالاها پیش ستاره هاس ( 2×)

 

همیشه تو ذهنمه یه خاطره ی بد

ببین با رفتنش به قلب من یه صاعقه زد

بیا دیگه من و تو اونو به فراموشی بسپاریم

با اینکه من و تو خب خیلی علاقه بش داریم

همیشه حرف می زنه با من تو قاب عکس

ببین بیشتر شبا میادش اون تو خواب من

به من لبخند میزنه اون با یه لباس سفید

بیا دیگه  دردودلوما به ستاره بگیم

 

تموم خوشیامو گذاشتم پشت هوس

چند سالیو صبر کردم کنج قفس

بگین بدونیم گلناز تاریک و تنهاس

راهی که اون توش نباشه واسه من باریک و پسته (2×)

 

خواهر من گلناز دیگه رفته

گریه ی شب تو خواب دیگه بسه

این قدر سوال نکن عشقم گلناز کجاست

بود حالا اون بالاها پیش ستاره هاس


1387/01/22

واسه سه دقیقه یاس

واسه سه دقیقه تو دلت راه بده ما رو

تا من نشون بدم ایران و رابطه ها رو

اینا حرفای امروز و دیروز برپا

ایران شده اسیر یه ویروس مرگبار

دیگه احتیاجی به حرفای سیاسی نداریم

دیگه به دشمنای خارجی نیازی نداریم

این جنگ روانی حالا داخل ایرانه

همه افتادیم به جون هم عاقل و دیوانه

با تنی خسته کوفته خشکیده میری

تا با مشکلات زندگی کُشتی بگیری

وقتی میبینیم هوای پشتی یارویاور

وقتی رفتیم میبندیم به فُحش خارومادر

نگاه ما بهم شده دیگه مثل قاتل

توجه نمی کنیم دیگه به حس باطن

دیگه دورو ور ما هذب باده

هست باهات اگه داشته باشی استفاده

چه دخترا تا میشنون اسم تاجر

میگن این بهترین کس واسه ازدواجِ

عشق دیگه چیه بابا این حرفا رو ولش

عشق و دیدی برسون سلام ما رو بهش

چه پدرا که به زیر بار هزینه ها رفتن

بچه ها فکر میکنن پدرا وزیر نفتن

هر کس اسم خودشو بغل کرده

اینا پیشرفت نیست اینا عقب گرده

دیگه ریخته تو دل من هر چی دردِ

دلیلش به هفت سال پیش بر میگرده

روزای گریه و اشک و عزاداری

من تو فکر این که واسه مهمون غذا داریم

به یکی گفتم تو بیا بین مردا یک بار

مهم نیست پدرم ازت هفتا چک داشت

نصف پول بده منصف باش بابا یه خورده

گفت طلب کار بابات بود حالا که مُرده

خاطراتیه که تو دفترم مینویسم

قلم کلمات و میاره و مینویسم

اینا باعثه گلوم پُر بغض از میشه

که ببنده به دهنم راه اکسیژن

شاید بین ایران و خاطرهام رابطه ای ندی

منظورم اینه که دارم از اینجا خاطره بدی

ولی هه اینجا سرزمین وطنمه

ایران تنها دلیله وجود بدنمه

دیگه ترس برخوردو رفتارو روابط ما

داره کثیف تر میشه از هوای تهران

بعضی میگن که ایران یه قفسه باید

از اینجا بری تا بکشی یه نفس راحت

میگن ایناتوی وجود مارفته ارثی

ولی این بر میگرده به پول نفت و بنزین

که باعث از نبودن امنبت مالی

تو سختی یا کنیم پشت همو خالی

ولی بیا جلو خودتو بساز میتونی

چرا واسه پول همدیگه رو قصاص میکنی

هموطن بخدا هستم به صعود تو رازی

پس بیا با هم بشکنیم این خطوط موازی

به امید ایران


1387/01/22

پیشرو نیلوفر

هر وقت که به نیلوفرای آبی نگا می کنم یاد تو می افتم عزیزم می دونی هنوزم خراب اون شبام

خیلی دوست داشتم که دستای تو همیشه ماله من باشه

اما بدون تو شبا فقط می کردم دائم من ناله

می خوام بشینمو گریه کنم ولیکن فایده نداره

 چون اینو می دونم که با تو بودن یه رویای محاله

من مردم این روزا یه جورایی تو این دنیا

وقتی عصبی میشم وای میسم تو رو شما

مثه روزایی که بهم  دروغ می گفتی با چشات

تا آخرین باری که دیدمت دم دانشگاه

من هنوز یادمه تو رو می دیدم دم کتابخونه

ورقه کتابا خیس بود اون اشک چشام بوده

من همه ی  ناراحتیام بود از دل آرومت

چون می دونستم زندگیم بی تو هر دقه کابوسه

هر دیقه خاموشه شمع  قشنگ وسط سفره

تو چیزی واسم نذاشتی جز یه دست خط مرده

کاری کردی که همه عقده هام تو هر وعده گم شه

تو کارمم نمی تونم کنم یه حرکت خشکه

از رگ خشک من معلومه  خونی نیست تو بدنم

این یه بارم فقط با اشکای خیسم خوندم ازت

من از همه ی بهارای زندگیم موندم عقب

و این روزا مسیر زندگیم مثه ذوزنقس

 

خیلی دوست داشتم که دستای تو همیشه ماله من باشه

اما بدون تو شبا فقط می کردم دائم من ناله

می خوام بشینمو گریه کنم ولیکن فایده نداره

 چون اینو می دونم که با تو بودن یه رویای محاله

 

انگار خدا واسه تو جبرئیلو رو زمین فرستاده

که مامور این باشه بگه میام به استقبالت

چون من تا انتهای دنیا خیابونا رو می دوم 

میام اونا رو می کشم که چشاتو می دزدن

من تو تنهایی فقط دارم اینجا یه چار دیواری

زندگیمم شده عین فیلمای چارلی چاپلین

اینو بارون چشمام از دوری جای تاریک بارید

نمی خواستم کسی بفهمه خانومی قاطی ما نیس

بیا بسازیم قصر عشقو چون من از بازی خستم

خواستی عکستو رو دیوار اتاق نقاشی کردم

فقط از دیدگاه من یه صحنه فراموش نمیشه

حتی صدها روز دیگه تو با دوتا دیگه  بودی

که این مقایسه حتی رو ترازو نمیره

بهم دروغ میگفتی که دل من اروم بگیره

وقتی چشام مثه چش عقاب چشاتو می پایید

می گفت می خوای با دوریهات میله زندانو بسازی

 

خیلی دوست داشتم که دستای تو همیشه ماله من باشه

اما بدون تو شبا فقط می کردم دائم من ناله

می خوام بشینمو گریه کنم ولیکن فایده نداره

 چون اینو می دونم که با تو بودن یه رویای محاله


1387/01/08

امیر تتلو ناقولا

چون که ضربه زدی توب عشق به من
واسه خوردن خونت هنوز من تش